سرمایه‌داران چگونه با تکیه بررفتاراقتصادی، فروش خود را بالا می‌برند؟

دنیل کانمن پدرعلم اقتصاد رفتاری می‌گوید: انسان‌ها برخلاف نظریات اقتصادی الزاما همیشه براساس منطق تصمیم نمی‌گیرند، بلکه تصمیم‌های آنها اکثرا براساس احساسات، خاطرات، ترس‌ها، طمع‌ها و آررزوهای دست نیافته آنها است.

برای داشتن تصویری بهترازاقتصاد رفتاری به مثال‌ها‌ی زیر توجه کنید:

جمعه سیاه

جمعه سیاه، آخرین جمعه ماه نوامبر می‌باشد. در این روز در آمریکا سیل زیادی از افراد خرید کریسمس را با رفتن به حراجی‌ها آغاز می‌‌‌کنند.

اما دلیل این استقبال چیست؟

جمعه سیاه از نگاه اقتصاد رفتاری

استقبال ‌از این رویداد به دلیل سوگیری‌های شناختی رخ می‌دهد و فروشندگان نیز با آگاهی از این سوگیری‌ها فروش خود را افزایش می‌دهند.

از آنجایی که این رویداد یک بار در سال رخ می‌دهد، پس مشتری به این رویداد به چشم یک رویداد فوق‌العاده نگاه می‌کند وهمین، مشتری را مجبور به خرید اقلامی می‌کند که قصد خرید آن‌ها را نداشته است. در حالی که این رویداد هم  مانند حراجی‌های دیگر فصل می‌باشد ولی فقط به صورت دیگری قالب بندی شده است.

قبل ازاین رویداد، شبکه‌های اجتماعی درباره آن اطلاع رسانی می‌کنند، پس مشتریان نگران از دست دادن معاملات خوب می‌شوند، از طرفی فروشندگان نیز برروی زمان محدود این رویداد تاکید می‌کنند و نیاز به اقدام را در مشتری برمی‌انگیزند.

اما سوال اینجاست که آیا مشتری واقعا آن کالا را از دست می‌دهد؟

استفاده از تاکسی‌های آنلاین از نگاه اقتصاد رفتاری

اگر بخواهیم با دید اقتصاد رفتاری به استفاده از تاکسی‌های آنلاین نگاه کنیم:

ما در گذشته برای رسیدن به مقصد گاهی مجبوربودیم  تا درصف‌های طولانی تاکسی منتظر بمانیم. امروزه سرویس‌های تاکسی آنلاین علاوه بر بالا بردن سرعت رفت وآمد، اطلاعات ماشین  و هزینه سفر را قبل ازاستفاده از سرویس در اختیارما قرار می‌دهند.

این سرویس‌ها با ارائه امکان پرداخت آنلاین، ما را از شرمشکل پرداخت پول خرد که همه ما حداقل یک بارهنگام سوارشدن درتاکسی با آن مواجه شده ایم راحت می‌کند. کدهای تخفیف نیز باعث می‌شوند ذهن ما احساس رضایت بیشتری از استفاده ازتاکسی آنلاین نسبت به آژانس داشته باشد.

فکر می‌کنید اگر ذهن ما توسط این محرک‌ها تحریک نمی‌شد بازهم تمایل به استفاده از این سرویس‌ها را داشت؟ یا پیروی ازعادت‌ها برایش ارجحیت داشت؟

فروشگاه‌های بدون صندوق آمازون

شرکت آمازون، در چند سال گذشته با تمرکز برروی سوگیری‌های ذهنی و ترکیبی خلاقانه از فروشگاه فیزیکی وآنلاین اقدام به افتتاح نخستین فروشگاه‌های بزرگ بدون صندوقدار کرد.

فروشگاه‌های بدون صندوق آمازون

از آنجایی که پرداخت از طریق اکانت آمازون و تلفن همراه انجام می‌شود، فروشگاه این حس خوب را در مشتری ایجاد می‌کند که نیازی به باز کردن کیف پول و ایستادن در صف‌های طولانی را ندارد. همین طورهیچ  حسابدار و صندوقداری در این  فروشگاه  حضور ندارد، پس ذهن به اشتباه ترغیب می‌شود اجناسی را بخرد که به آن‌ها نیازی ندارد.

خروج  بدون چک شدن مشتری نیز یکی ازمزیت‌های این فروشگاه است که باعث ایجاد احساس اعتماد در مشتری می‌شود. و دیگرمزیت بزرگ این فروشگاه امکان پرداخت آنلاین است که همان طورکه درمثال قبل اشار‌ه شد نسبت به پرداخت نقد حس بهتری را در مشتری ایجاد می‌کند.

اگر آمازون بر روی سوگیری‌های ذهنی و رفتاراقتصادی مشتریان تمرکز نمی‌کرد می توانست به سودی بالغ بر 11.6 میلیارد دلاراز این فروشگاه دست پیدا کند؟

همان طورکه دیدیم؛ اقتصاد رفتاری نشان می دهد  که  تصمیمات افراد چه نقش مهمی در دست یابی  به  سود و زیان ایفا می‌کنند. و چگونه می‌توان از تلنگری که باعث ایجاد یک انتخاب در فرد می‌شود بهترین استفاده را کرد.

دیدگاهتان را بنویسید